Avapedia

جهان ستم

متن ترانه همایون شجریان جهان ستم
غباریم زحمت کش بادها به وحشت اسیرند آزادها
جهان ستم چون نیستان پر است ز انگشت زنهار فریادها
بنالید بنالید ای سرو شمشادها
دردیست چون خنجر یا خنجری چون درد
همزاد خون در دل ابریست بارید
ابری که گویی گریه های قرن ها را در گلو دارد
ابری که در من یک ریز میبارد
شب های بارانی او با صدای گریه اش غمناک میخواند
ای غم نمیدانم روز رسیدن روزی گام که خواهد بود
اما در این کابوس خون آلود در پیچ و تاب این شب بن بست
بنگر چه جان های گرامی رفته اند از دست
غباریم زحمت کش بادها به وحشت اسیرند آزادها

اشتراک ویژه0
There are no products in the cart!
0