Avapedia
سالار عقیلی رسم عاشق کشی
سالار عقیلی رسم عاشق کشی

رسم عاشق کشی

آهنگ سالار عقیلی رسم عاشق کشی
متن آهنگ :
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
گرچه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین‌دل در پی‌اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت که تلف کرد که اندوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود

اشتراک ویژه0
There are no products in the cart!
0